در برهوت

من در برهوت تنها نیستم..برهوت با من است

در برهوت

من در برهوت تنها نیستم..برهوت با من است

من بعد از او...

طبقه بندی موضوعی

کلمات کلیدی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

آخرین نظرات

  • ۹ فروردين ۹۶، ۰۰:۴۷ - مهندس بیکار
    هممم....
  • ۱۸ خرداد ۹۵، ۱۰:۱۴ - ❤منتـــظر المهدی 313❤
    قطعا...

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است



پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین!

بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه!

مادر نوازش و آرومش کرد و خواست که بره و لباسش رو عوض کنه.

دفتر رو برداشت و ورق زد.

نمره نقاشیش ده شده بود!

پسرک ، مادرش رو کشیده بود ، ولی با یک چشم!

و بجای چشم دوم ، دایره ای توپر و سیاه گذاشته بود!

معلم هم دور اون ، دایره ای قرمز کشیده بود و نوشته بود :

پسرم دقت کن!

فردای اون روز مادر سری به مدرسه زد.

از مدیر پرسید می تونم معلم نقاشی پسرم رو ببینم؟

مدیر هم با لبخند گفت بله ، لطفا منتظر باشید.

معلم جوان نقاشی وقتی وارد دفتر شد خشکش زد!

مادر یک چشم بیشتر نداشت!

معلم با صدائی لرزان گفت :

ببخشید ... ، من نمی دونستم ... ، شرمنده ام ...

مادر دستش رو به گرمی فشار داد و لبخندی زد و رفت.

اون روز وقتی پسر کوچولو از مدرسه اومد

با شادی دفترش رو به مادر نشون داد و گفت :

معلم مون امروز نمره ام رو کرد بیست!

زیرش هم نوشته :

گلم ، اشتباهی یه دندونه کم گذاشته بودم.

اینقدر ساده به دیگران نمره های پائین و منفی ندیم.

اینقدر راحت دلی رو با قضاوت غلط مون نشکنیم.

ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺣﺘﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ،


⭕👈ﭘﺲ مراقب قضاوت هامون باشیم...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ فروردين ۹۵ ، ۲۰:۳۶
سکوت ...